تبليغاتX
کلبه ی تنهایی من!


سلام....مرسی که به کلبه ی تنهایی من سر زدی...هر کسی مایل به تبادل لینک بودمن رو با اسم ....کلبه ی تنهایی من.... بلینکه و بعد بهم بگه که منم با چه اسمی بلینکمش....حالا یکم از خودم می گم که کمی باهام آشنا باشید....همیشه می خندم....سعی می کنم کسی از دستم ناراحت نشه....عاشق دوستا و خانوادمم....خیلی دوست دارم با آدمای جدید دوست شم. و صحبت کنم....می گن مهربون و دل سوزم. و البته سر خوش و کمی خل و چل و دیوونه..نظر تو چیه؟17 سالمه..با اینکه خیلی دوست دارم ولی بازم تنهام....تو این وبلاگ از تنهایی هام می نویسم...یه خواهر و یه برادر دارم....خودم از همه کوچیکترم....پیانو می زنم و عاشق پیانو زدنم چون بهم آرامش خاصی می ده....دیگه چی می خوای بدونی؟فقط اسممو نگفتم دیگه....اونم نمی گم....هرکی باید بدونه می دونه....دوستتون دارم دوستای عزیزم....دیگه حرفی ندارم...امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد...نظر یادت نره هااااااااااااااا.....بای بای

ÕÝÍå äÎÓÊ
ÓÊ Çá˜ÊÑæäí˜
ÂÑÔíæ æÈáǐ
ÚäÇæíä ãØÇáÈ æÈáǐ



هفته سوم مهر 1390
هفته اوّل مرداد 1390
هفته چهارم تیر 1390
هفته دوم تیر 1390
هفته اوّل خرداد 1390
هفته چهارم اردیبهشت 1390
هفته سوم اردیبهشت 1390
هفته دوم اردیبهشت 1390
هفته چهارم فروردین 1390
هفته سوم فروردین 1390
هفته اوّل فروردین 1390
هفته چهارم اسفند 1389
هفته سوم اسفند 1389
هفته دوم اسفند 1389
هفته اوّل اسفند 1389
هفته چهارم بهمن 1389
هفته دوم بهمن 1389
هفته اوّل بهمن 1389
هفته چهارم دی 1389
هفته سوم دی 1389
هفته دوم دی 1389
هفته اوّل دی 1389
هفته سوم آذر 1389
هفته دوم آذر 1389
هفته اوّل آذر 1389
هفته سوم آبان 1389
هفته دوم آبان 1389
هفته چهارم مهر 1389
هفته اوّل مهر 1389
هفته سوم شهریور 1389
هفته اوّل شهریور 1389
هفته چهارم مرداد 1389
هفته سوم مرداد 1389
هفته دوم مرداد 1389
هفته اوّل مرداد 1389
هفته چهارم تیر 1389
آرشيو



*پسرک تنها(علیرضا)*
*بهانه ی زندگی(آیسان)*
*HIPHOP*
*کلبه تنهایی(جلال)*
*یادداشت ها ی دختری در باران(فرناز)*
*سایه تنهایی(سایه)*
*خلوت تنهایی*
*دنیای لیمو کوچولو*
*وفا(مسعود)*
*کلبه ی عشاق(سینا)*
*تنها ترین پاییز*
*جایی برای دل تنگی هایم*
*عشق شگفت انگیز*
*سنگ صبور*
*پیانوی جادویی*
*واسه بهترینم*
*وحشی های چمسخه*
*اخبار و مقالات مواد غذایی، کشاورزی و محیط زیست*
*آرامگاه عشق*
*دولخ(امین)*
*بوی بهار(ایمان)*
*افسون مهتاب(الهه ی غم)*
*اس ام اس عاشقانه،فلسفي،خنده دار و...(عباس)*
*رپدونی(آلیس)*
*بی تو هرگز!با تو بابات نمی زاره!*
*درد و دل یه عاشق(اهورا)*
*راز پاییز*
*شیشه ی عمر(مینا)*
*دنیای خنده*
*به تلخی عشق و به شیرینی نفرت(ندا)*
*عاشق ها بیان تو(نیلوفر و امیر)*
*سرزمین آرزوها(شیوا)*
*عکسهای زیبا و جملات زیبا و دانلود اهنگ *
*بوی پاییز(سیاوش)*
*عکس(حسین)*
*صدای پای آب*
*خاطرات خاک خورده ی هیوا*
*کافه تریا ی متروک*
*تنها ترین تنها منم*
*دوستدار راستی*
*پشیمونی*
*shining dreams*
*مهرگان*
*!بخوانیدش آس مان، آس مانِ تنهایی*
*مخصوص عاشقا(داداش علی)*
*انجمن شاعران مرده*
*همه چی و هیچی*
*نردبان نقره ای*
*نیمی از بهشت(بهشت آباد)*
*خاطرات 24 ساعته(هستی جوووون)*
*مطالب و تصاویر جینگولی*
*همه چی و هیچی*
*عشق واقعی*
*♥...عاشقانه...♥*
*love*
ღ☆ஜღ× عشق به زندگی ×ღ☆ஜღ
*عروسک تنها*
*تلخی جدایی*
*کسب اطلاعات*
*دلنوشته ی یه عاشق*
*کلبه ی کوچک تنهایی من*
*دختران مشتاق*
**DEVIL EMo boy**
*دستهایی پر از خاطره(پژمان)*
*آرامگاه عشق(هانی)*
*alone boy*
*دلشکسته ی عشق(آبجی زهرا)*
*آبی عشق است...استقلال(امین)*
*لبخند مهربانی*
*دوست داشتن عیب نیست(امیر)*
*خیانت عشق دروغ*
*رویای خیس*
*مهدی*







کلبه ی تنهایی من!


یکی دو قدم دیگر که برداری می رسی به انتهای رابطه !


حالا هی هول بزن برای رسیدن !


آنجا اشک خیرات می کنند و حسرت !


خبری نیست ! نــــــدو

ÊÇÑíÎ یکشنبه 17 مهر1390ÓÇÚÊ 19:1 äæíÓäÏå ملکه ی عشق |


آدم هـا می آینـد زنـدگی می کننـد می میـرند

 و می رونـد ... امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو آن

 هـنگـام آغـاز می شـود کـه آدمی می رود امــا

 نـمی میـرد! مـی مـــانــد و نبـودنـش در بـودن ِ تـو

 چنـان تـه نـشیـن می شـود کـه تـــو می میـری

 در حالـی کـه زنــده ای!!!

ÊÇÑíÎ جمعه 7 مرداد1390ÓÇÚÊ 10:32 äæíÓäÏå ملکه ی عشق |


امروز پول تن فروشیم را به زن همسایه هدیه کردم ،

 تا آبرو کند ..


برای نامزدی دخترش !


ودر خود گریستم ...


برای معصومیت دختری که بی خبر دلش را

 به دست مردی سپرده که دیشب ،


تن سردم را هوسبازانه به تاراج برد ...

و بیشرمانه میخندید از این پیروزی ....!!!!

ÊÇÑíÎ جمعه 7 مرداد1390ÓÇÚÊ 0:1 äæíÓäÏå ملکه ی عشق |


 
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام
 
 که هر وقت در کوچه مان آوازت ب...لند میشود

همه از هم میپرسند ” چه کس مرده است؟ ”
 
 چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما
 
 نازل کرده است .

قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک
 
 افسانه موزه نشین مبدل کرده ام .

یکی ذوق میکند که ترا بر روی برنج نوشته،‌
 
یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،‌یکی ذوق میکند

که ترابا طلا نوشته ،‌یکی به خود میبالد که ترا در
 
 کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و …

آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟
قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که ترا
 
می خوانند و ترا می شنوند ،‌آنچنان به پایت
می نشینند که خلایق به پای موسیقی های
 
 روزمره می نشینند .. اگر چند آیه از ترا به

یک نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند
 
” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …
قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل
 
 شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،

خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است
 
 یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ،
حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .

خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .

آنانکه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،
 
‌گویی که قرآن همین الان به ایشان

نازل شده است. آنچه ما باقرآن کرده ایم تنها
 
 بخشی از اسلام است که به صلیب

جهالت کشیدیم!!!!!
 
دکتر علی شریعتی
ÊÇÑíÎ دوشنبه 3 مرداد1390ÓÇÚÊ 21:21 äæíÓäÏå ملکه ی عشق |


همسر دوک کاونتری انگلیس زنی خیلی محبوب و محترم... بود.

وقتی ظلم شوهر و مالیات سنگینی که باعث بدبختی

 مردم شده بود را مشاهده کرد .
...

اصرار زیادی کرد به شوهرش که مالیات رو کم کنه

ولی شوهرش از این کار سرباز می زد. بالاخره شوهرش

یه شرط گذاشت،

گفت اگر برهنه دور تا دور شهر بگردی من

 مالیات رو کم می کنم .

گودیوا قبول می کنه، خبرش در شهر می پیچد،

 
گودیوا سوار یک اسب در حالی که همه ی پوشش

 بدنش موهای ریخته شده روی سینه اش بود در شهر چرخید،

ولی مردم شهر به احترامش اون روز، هیچکدوم از خانه بیرون

 نیامدند و تمام درها و پنجره ها رو هم بستند.

در تاریخ انگلیس و کاونتری بانو گودیوا به عنوان یک زن نجیب

 و شریف جایگاه بالایی داره و مجسمه اش در

 کاونتری ساخته شده است....

ÊÇÑíÎ جمعه 31 تیر1390ÓÇÚÊ 21:29 äæíÓäÏå ملکه ی عشق |


دختر جوانی از مکزیک برای یک مأموریت اداری چند

 ماهه به آرژانتین منتقل شد.

پس از دوماه، نامه ای از نامزد مکزیکی خود

 دریافت می کند به این مضمون:
...

« لورای عزیز،


متأسفانه دیگر نمی توانم به این رابطه از راه

 دور ادامه بدهم و باید بگویم که در این مدت چند بار

 به توخیانت کرده ام!!! و می دانم که نه تو و نه من

 شایسته این وضع نیستیم.

من را ببخش و عکسی که به تو داده بودم برایم پس بفرست»

باعشق : روبرت

دخترجوان رنجیـده خاطر از رفتار مرد، ازهمه همکاران

 و دوستانش می خواهد که عکسی از نامزد، برادر،

 پسرعمو، پسردایی... خودشان به او قرض بدهند و

 همه آن عکس ها راکه کلی بودند با عکس روبرت،

 نامزد بی وفایش، در یک پاکت گذاشته و همراه

 با یادداشتی برایش پست می کند، به این مضمون:

«روبرت،


مراببخش،

اما هر چه فکر کردم قیافه تو را به یاد نیاوردم،

لطفاً عکس خودت را از میان عکسهای توی پاکت

جداکن وبقیه رابه من برگردان.....»

ÊÇÑíÎ جمعه 31 تیر1390ÓÇÚÊ 21:24 äæíÓäÏå ملکه ی عشق |


آنقدر خیــــــانت دیده ام که...

عاشــــــــــــق خیانت شده ام !

میخواهم بدانم چه لــذتی در خیانت است که در وصــل نیست؟؟

ÊÇÑíÎ جمعه 24 تیر1390ÓÇÚÊ 22:5 äæíÓäÏå ملکه ی عشق |


 
کنار ایستگاهی ایستاده ایم!
تو چشم در راه زن دیگری هستی!
من این را می دانم و ... چمدانت را می آورم!
زنی دیگر همسفرت خواهد بود!
من چیزی نیستم جز بادبزنی چینی
...
که گرمای تابستان را از تو می تاراند و
بعد از اتمام گرما آن را به دور می اندازی!
می دانم این نامه ها که برای تو می نویسم
چیزی جز آینه نیستند!
آینه هایی که غرور خود را در آنها می نگری...
با این همه من چمدان عشق تو را حمل می کنم
و خجالت می کشم از سیلی زدن به مردی
که در چمدان دسته سفیدش
زیباترین روزهای مرا می برد!
ÊÇÑíÎ جمعه 24 تیر1390ÓÇÚÊ 22:4 äæíÓäÏå ملکه ی عشق |


روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و

 مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او سجاده اش

 عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي چرا

 بين من و خدايم فاصله انداختي مجنون به خود آمد و

 گفت من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم تو که

عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي؟!؟

ÊÇÑíÎ جمعه 24 تیر1390ÓÇÚÊ 21:54 äæíÓäÏå ملکه ی عشق |


ای کاش می دانستی :


چه تنهایی غریبی است برای تو بودن و با تو نبودن

هر شب با خاطرات زیبایت خوابیدن و روز را با الهام

 

 از تصویر مبهم چشمانت به سر بردن

ÊÇÑíÎ جمعه 24 تیر1390ÓÇÚÊ 21:52 äæíÓäÏå ملکه ی عشق |